السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : عليانى )
38
نمونه هاى ايثار 1 - حضرت ابو الفضل العباس ( ع ) ( فارسى )
و اين امر مهمّى بود . زيرا كه مردم مىتوانستند از رسول خداى صلى الله عليه و آله در بسيارى كارها پيروى كنند مگر در يك كار و آن چگونگى احترام كردن رسول بزرگ صلى الله عليه و آله و شكل دفاع از او ، و راه رفتار با او بود . پس در آنچه به اينها مربوط مىشد مردمان نيازمند اسوهاى عملى بودند و امام على عليه السلام همان اسوه بود تا مردم بدانند كه چگونه بارسول خداى صلى الله عليه و آله رفتار مىكند و چگونه حرمت مقامش دارد و چون [ بر خود ] آسان كرد تا جانش را فداى او كند - در [ ماجراى ] خوابيدن به جاى او در شب هجرت و در دفاع از او در جنگها - و چهسان از او دفاع مىكرد و جانش را سپر او مىساخت . . . و اگر امامعلى عليه السلام و اين راهنمايى نبود مسلمانان نمىدانستند چگونه با رسول خداى صلى الله عليه و آله رفتار كنند و مىشد كه صداشان را از او بلندتر مىكردند و بر او پيشى مىگرفتند و اى بسا كه با او چنان سخن مىگفتند كه يكيشان با ديگرى . و دهها سال از درگذشت رسول خداى صلى الله عليه و آله گذشت و از امام على عليه السلام پرسيدند : « چرا [ بر ريش و مويت ] رنگ نمىبيندى ؟ » [ امام ] عليه السلام گفت : « ما در عزاى رسول خداييم . » و كمى پيش از شهادتش اصبغ بن نباته از او پرسيد : « تو برترى يا محمّد ؟ » امام على عليه السلام گفتش : « من بندهاى از بندگان محمّدم . » امام على عليه السلام تجلّيى از منش و اخلاق و علم رسول خداى صلى الله عليه و آله بود ، و نشانهاى از درستى پيامبريش و كوشندهاى در دفاع از پيامبرى او بود . . . .